کاغذ پاره های از جنس دیتا
WWW.MANNEGARE.
هفتاد و یک سال بدون هدایت...
هر چه نوشته و کاغذ داشتم،همه را نابود کردم.رخت های چرکم را دور انداختم تا بعد از من که چیزهایم را وارسی میکنند چیز چرک نیابند.رخت زیر نو که سفارشه بودم پوشیدم ، تا وقتیکه مرا از رختخواب بیرون میکشند و دکتر می ایند معاینه بکند شیک بوده باشم ولی از انجایی که هیچیک از کارهایم مانند دیگران نبود ایندفعه هم باز مطمئن نبودم، از جان سختی خود میترسدم مثل این بود که این امتیاز و برتری را به آسانی بکسی نمیدهند،میدانستم که
برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی
برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی

ما رفتیم و دل شما را شکستیم،همین..."صادق خان هدایت"

برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی
برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی


آیا سرتاسر زندگی یک قصه مضحک،یک مثل باورنکردنی و احمقانه نیست؟ "صادق خان هدایت"
برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی


برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی
برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی
برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی
برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی
من راي نميدم چون نميخوام خودم به شعور خودم توهين كنم!!!
برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی

كساني هستند كه از بيست سالگي شروع به جان كندن ميكنند در صورتيكه بسياري از مردم فقط در هنگام مرگشان خيلي آرام و آهسته مثل پيه سوزي كه روغنش تمام بشود خاموش ميشوند!!
(بوف كور/صادق هدايت)
برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی
زندگی مثل افسانه ای بنظر می آید که مطابق فکر یکنفر دیوانه ساخته شده باشد!(صادق خان هدایت)

برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی

زندگی شبیه یک آتشکده است که باید مرتب مواد مشتعله به آن برسد تا خاموش نگردد!(صادق خان هدایت)
برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی